کتاب «مسلسل چی ها» روایتی است از جنگ و تاثیر آن بر زندگی کودکان و نوجوانان مناطق جنگی.
داستان کتاب «مسلسل چی ها» در جنگ جهانی دوم و در شمال شرق انگلستان رخ می دهد. در نبرد بین نیروهای انگلیسی و آلمانی، کودکانِ منطقه در رقابت برای جمع آوری قطعات جنگی اند. چاس مک گیل پسر نوجوانی است که در زمان جنگ جهانی دوم در شهر گرموس انگلیس زندگی می کند او دومین کلکسیون یادگاری های جنگی را دارد و می خواهد نخستین و بهترین کلکسیون را داشته باشد. تا این که یک روز چاس به طور اتفاقی یک بمب افکن ساقط شده آلمانی ها را در جنگلی نزدیک شهر پیدا می کند. او متوجه می شود که مسلسل سیاه و براق هواپیما سالم است. یک مسلسل سالم به همراه دوهزار فشنگ غنیمتی وسوسه برانگیز است و چاس را به مغزی متفکر برای عملیات جنگی تبدیل می کند.
چاس موضوع را با دوستانش در میان می گذارد. آن ها پنهان از چشم بزرگ ترها برای خودشان سنگری می سازند، غنایم جنگی خود را درون آن جای می دهند و یک مسلسل چی آلمانی را به اسارت می گیرند... .
کتاب «مسلسل چی ها» داستانی روان و خوش خوان است و خواننده را با خود همراه می کند. رابرت وستال بعدها از روی این داستان یک نمایشنامه نیز نوشت که در تلویزیون و رادیو از آن اقتباس شد.
رابرت وستال (۱۹۲۹-۱۹۹۳) آموزگار، ژورنالیست و نویسنده پرکار انگلیسی است که بیش از هر چیز به عنوان نویسنده داستان های کودک و نوجوان شهرت دارد، هرچند که آثار داستانی و غیرداستانی برای بزرگسالان هم نوشته است. اغلب رمان های او به رغم آن که برای مخاطب نوجوان به نگارش درآمده است با فضای تیره و موضوعات پیچیده عوالم بزرگ سالان سروکار دارد. وستال را پیشکسوت نویسندگان رمان جنگی در انگلیس نامیده اند.
نخستین کتابش، کتاب «مسلسل چی ها» در سال ۱۹۷۵ برنده نشان کارنگی شد. هم چنین در سال ۲۰۰۷، در نتیجه رای داوران شورایی که برای ارزیابی محبوب ترین آثار تمام ادوار تشکیل شده بود، کتاب «مسلسل چی ها» را یکی از ده رمان برتر برنده نشان اعلام کردند. از کتاب های دیگر او برای نوجوانان می توان به مترسک اشاره کرد که بار دیگر نشان کارنگی را برای او به ارمغان آورد و هم چنین پادشاهی دریاکنار، رمان جنگی دیگری که در سال ۱۹۹۱ برنده جایزه گاردین شد.
استن لیدل دیگر فراموش کرده بود مدیر مدرسه بودن یعنی چه. هر روز که از کنار مدرسه می گذشت، به سقف نگاه می کرد. هرروز دم بمب افکن، او را دست می انداخت. کارگران تلاش کرده بودند روی شکاف ایجاد شده کرباس های قیراندود بکشند تا سقف آب بندی شود. اما باد، آن ها را مثل پرچم بزرگی تکان داده و به کناری انداخته بود. باران بی آن که قطع شود، از سقفی به سقف دیگر چکه می کرد.
کتاب «نمی خواهم قورباغه باشم» داستان بچه قورباغه ای است که دلش می خواهد هر جانوری باشد غیر از قورباغه. بچه قورباغه آن چیزی که هست و طبیعتش را دوست ندارد، تا این که می فهمد قورباغه بودن سودهایی نیز دارد.
بچه قورباغه به پدرش می گوید دلش می خواهد یک گربه، خرگوش، خوک یا جغد باشد، چون قورباغه های زیادی خیس و لیز هستند و یک عالم حشره می خورند. اما پدرش هر بار با برشمردن دلایل مختلف به او نشان می دهد که چرا نمی تواند جانور دیگری باشد. و هر بار از او می پرسد: «مگر قورباغه بودن چه اشکالی دارد؟» تا این که یک گرگ سیاه به بچه قورباغه توضیح می دهد که عاشق خوردن گربه، خرگوش، خوک و جغد است، اما هیچ وقت قورباغه نمی خورد. چون قورباغه ها زیادی خیس و لیز هستند و حشره می خورند. بچه قورباغه می فهمد که قورباغه بودن چندان هم بد نیست. متن ساده و طنزآمیز به همراه تصاویر جذاب کتاب «نمی خواهم قورباغه باشم»، کودکان را جذب می کند. کتاب برای بلندخوانی مناسب است.
کتاب «نمی خواهم قورباغه باشم» اولین اثر «دو پتی» است. پتی پیش از آغاز نویسندگی در عرصه جلوه های تصویری فیلمسازی فعال بوده است. «مایک بولدت» تصویرگر و نویسنده جوان و باسابقه کتاب های کودک است.
فعالیت ها:
۱) گفتگو کنید!
پس از بلندخوانی کتاب با پرسیدن پرسش هایی مانند زیر یک گفتگوی گروهی شکل دهید:
تابه حال به کسی حرفی گفته ای که نسبت به خودش حس خوبی پیدا کند؟ چه حرفی؟
تابه حال شده چیزی را در خودت دوست نداشته باشی؟ چه چیزی؟
۲) بازی اعداد
به تعداد جانورانی که در کتاب نام برده می شود کاسه در نظر بگیرید. کف یا بالای هر کاسه تصویر و نام هر کاراکتر را بچسبانید. سپس تعدادی بیسکویت کوچک یا پیکوتک یا خوراکی های مشابه در اختیار کودک بگذارید. داستان را برای کودک بلندخوانی کنید و از کودک بخواهید هر بار نام هر کاراکتر را که می شنود یک تکه از خوراکی اش را داخل کاسه مربوط به آن بیندازد. در انتها تعداد خوراکی های هر کاسه را بشمارید.
۳) چرخه زندگی بسازید!
همراه کودک درباره چرخه زندگی جانوران داخل کتاب پژوهش کنید و تصاویری از هر مرحله زندگی آن ها تهیه کنید. تصاویر را به شکل یک چرخه بچسبانید و بعد مراحل زندگی جانوران مختلف را با هم مقایسه کنید.
۴) دوست دارم یک ................ باشم!
از کودکان بپرسید دوست دارند جای چه جانوری باشند. بخواهید تصویر آن را نقاشی کنند و ویژگی هایی از آن را که دوست دارند داشته باشند توضیح بدهند یا بنویسند یا به تصویر بکشند.
۵) توالی داستان را بسازید.
روی صفحه ۵ کادر بکشید. ۵ تصویر گربه، خرگوش، خوک، جغد و بچه قورباغه را نیز آماده کنید. سپس از کودک بخواهید به ترتیب جانورانی که قورباغه می خواست به جای آن ها باشد را در کادرها بچیند در انتها قصه را تعریف کند.
۶) عروسک انگشتی بسازید.
۷) دستور پخت ساندویچ حشره!
از کودکان بخواهید تصور کنند یک قورباغه هستند و اگر بخواهند یک ساندویچ حشره درست کنند چه دستورپختی را دنبال می کنند. پیش از انجام این فعالیت نمونه دستورپخت غذاهای دیگر را به کودکان نشان دهید و پخت از روی آن را تمرین کنید. فرم دستورپخت شامل محل نوشتن مواد اولیه و میزان آن ها و محل نوشتن مراحل پخت را در اختیار کودکان بگذارید تا آن را با نوشتن و نقاشی تکمیل کنند.
هفت گنبد می خواستند از استخوان هایش بیرون بزنند. یک نفر در رگ هایش فریاد می زد؛ ماهان. هزار حرف نگفته، هزار شعر نسروده، هزار فریاد بی صدا سرشان را به دیوار رگ هایش می کوبند و می خواهند بیرون بریزند.
قلم در سفیدی های کاغذی می دوید. می ترسید؛ هیچ گاه چنین نترسیده بود و این همه از آنچه می نوشت واهمه نداشت. صدای شیهه ی اسبی را از ته حیاط می شنید...مرد شمشیرش را بیرون می کشید و می گفت: حکم قتل تو را خلیفه مهر کرده است. من برای اجرای حکم آمده ام.
الیاس شاعری است که در کابوس از بین رفتن کودکانش یعنی شعرهایش می سوزد. ماهان، شخصیت محوری داستان، طبیب مخصوص خوارزمشاه است و همچون ابن سینا می داند چگونه بیماران را درمان کند. او تعدادی صندوقچه دارد که هر کسی می تواند درد دل های خود، رازها و رویاهایش را برای آن ها بازگوید. همین صندوقچه ها نورهای آبی، بنفش، نارنجی، سبز، فیروزه ای و زرد و اشعار الیاس را پخش می کنند. در باغ درختان، اشعار هفت پیکر الیاس را زمزمه می کنند؛ اشعار چون برگ هایی شفابخش هستند. همه ی نیروهای اهریمنی می خواهند به ماهان و صندوقچه ها و باغ های رؤیایی او دست یابند تا بر ایران زمین چیره شوند.
نویسنده در کتاب «کابوس ماهان» با استفاده از نمادها و شخصیت هایی از کتاب هفت پیکر یا هفت گنبد نظامی (منظومه درباره بهرام گور ساسانی) داستانی آفریده است که می توان ترس و وحشت و اضطراب را در شاهی که به او یورش آورده شده، خلیفه ای که دیروز بر سرزمینی یورش آورده و امروز از یورش دیگری در امان نیست و نگهبانان کلمات که بر کاغذ سفید حرکت می کنند تا حقایقی را بازگویند، حس کرد و همراه آنان ترسید، وحشت زده و مضطرب شد. ماهان از گنبد فیروزه ای در کتاب هفت پیکر آمده است. در هفت پیکر، ماهان با غلبه بر خود از سرزمین هولناک دیوان و عفریتان رها می شود و به تعادل نهایی می رسد و از مواهب باغی رؤیایی بهره مند می شود. در این کتاب، ادامه زندگی ماهان به تعادل نهایی رسیده است و الیاس همان نظامی گنجوی است. اگر مخاطب با کتاب هفت پیکر نظامی هم آشنا نباشد، می تواند با داستان همراه شود و ترس و وحشت و اضطرابی را که بر اثر مصاف خیر و شر پدید می آید در تخیلی سورئالیستی تجربه کند. از سوی دیگر، حیله و عجز خلیفه ی عباسی، بی تدبیری و بی لیاقتی شاه ایران و یورش مغولان بر سرزمین ایران تصویر می شود.
کتاب «آقای ببر وحشی می شود» درباره شکستن چارچوب ها و شبیه خود بودن است.
آقای ببر در یک جامعه منظم و مرتب با دوستان و همشهریانی اتو کشیده زندگی می کرد. اما از این وضعیت حوصله اش سر رفته بود. آقای ببر دلش می خواست کمی وحشی باشد و بالاخره یک روز تصمیم اش را عملی کرد. دوستان و همشهریانش کارش را قبول نداشتند، پس آقای ببر از شهر خارج شد و به دل طبیعت رفت. اما تنها بود و بعد از مدتی دلش برای دوستان و شهر و خانه اش تنگ شد. پس تصمیم گرفت برگردد. اما وقتی برگشت متوجه شد که اوضاع در محل زندگی اش تغییر کرده است و حالا هرکس بیشتر شبیه خودش است. حالا آقای ببر می توانست شبیه خودش در شهر و خانه اش زندگی کند.
متن کتاب کوتاه، ساده و روان است. تصویرگری زیبای کتاب با جوهر، آّبرنگ، گواش و مداد انجام و سپس به صورت کامپیوتری ترکیب و چیدمان شده است. «پیتر براون» رنگ تصاویر را هوشمندانه انتخاب کرده است و تصاویر به خوبی تکمیل کننده متن کتاب هستند.
«نشر قایق کاغذی» کتاب «آقای ببر وحشی می شود» را به همراه سی دی قصه صوتی آن عرضه کرده است.
کتاب «آقای ببر وحشی می شود» در فهرست «لاک پشت پرنده» با نشان ۵ لاک پشت قرار گرفته است.
کتاب «آقای ببر وحشی می شود» برای بلندخوانی و اجرای نمایش مناسب است.
«پیتر بروان» پس از سال ها فعالیت در عرصه ساخت انیمیشن، تصویرگری و نویسندگی کتاب های تصویری کودکان را آغاز کرد. «پیتر براون» در سال ۲۰۱۴، برای تصویرگری این کتاب، جایزه بادبادک طلایی را دریافت کرده است. کتاب های دیگر او نیز برنده جوایز متعددی مانند جایزه ای بی وایت (جایزه کتاب های مناسب برای بلندخوانی) و نشان افتخاری کلدکات بوده اند.
«عذرا جوزدانی» از نویسندگان و مترجمان پرکار و شناخته شده ادبیات کودکان و نوجوانان است. وی در حال حاضر سرویراستار و عضو شورای برنامه ریزی کتاب های میچکا (واحد کودک انتشارات مبتکران) و داور فهرست لاکپشت پرنده است.
کتاب «من با هر کسی نمی روم» از مجموعه کتاب های مهارت های خودمراقبتی با گونه داستانی به کودک آموزش می دهد که از خود در برابر افراد غریبه و کسانی که به خوبی نمی شناسد مراقبت کند.
شخصیت اصلی کتاب دختربچه ای به نام «لو» است که بعد از تعطیلی مهدکودک منتظر مادرش ایستاده است و در مقابل پیشنهادهای افراد مختلف برای رساندن او به خانه شروع به بررسی میزان شناخت خود از آن ها می کند و با آموزش هایی که والدین به او داده اند تصمیم می گیرد که با چه کسانی نباید برود. در نهایت با برادرش که بنا به آموزش مادرش و او شناخت کافی که از او دارد به خانه می رود.
مهارت مراقبت از خود برای کودکان در زمان رشد اجتماعی شان بسیار ضروری است و کتاب «من با هر کسی نمی روم» می تواند به والدین در تمرین این مهارت با فرزندان شان کمک کند.
تصاویر کتاب زیبا و جذاب و با متن همراه هستند. در ابتدای و انتهای کتاب فهرستی است که می تواند نمونه بسیار خوبی برای والدین در شناساندن افراد قابل اعتماد به کودک باشد.
خرگوش کوچولو توی اتاقش تنهاست و از تنهایی خوابش نمی برد. او می خواهد در خانه دوستانش بخوابد؛ اما نمی تواند. سنجاب نصفه شب بلوط می خورد، راسو بوی بدی می دهد، جوجه تیغی تیغ پرتاب می کند، خرس خروپف می کند و جغد شب ها نمی خوابد. خرگوش کوچولو فکر می کند: «بهترین جا اتاق خودم است، تخت خواب خودم.»
کارول رات نویسنده کتاب های کودکان در کتاب «شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی برد» دغدغه تنهایی را دست مایه داستانش قرار می دهد و با زبانی ساده و شیرین داستان خرگوشی را به تصویر می کشد که به خاطر تنهایی اش ناراحت است و دنبال جایگزین هایی برای این تنهایی ست. اما در نهایت با تجربه موقعیت ها و مسائل مختلف، دیدگاه متفاوتی نسبت به تنهایی پیدا می کند.
کارول رات در این داستان تصویری به خواننده کودک می آموزد که گاهی با «پذیرفتن» و «تغییر دیدگاه» بخش زیادی از مسائل حل می شود.
کتاب «شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی برد» در سال ۱۹۹۸ برنده جایزه راهنمایی محصولات کودک و نوجوان برای والدین شده است.
کارول رات تاکنون دوازده عنوان کتاب برای کودکان نوشته است. او علاوه بر نوشتن داوطلبانه هم به بزرگسالانی که خواندن بلد نیستند، خواندن یاد می دهد. از این نویسنده افزون بر کتاب «شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی برد»، کتاب «کی امشب به من شب به خیر می گوید؟» هم به فارسی ترجمه شده است.
دندان سوزنی شخصیت اصلی کتاب «ازدواج با خورشید» شجاع ترین موش روی زمین است. او تمام موش های قوی و جنگجو را شکست می دهد و در مسابقه ها همیشه پیروز است. دندان سوزنی به درخواست ازدواج خانم موش ها جواب رد می دهد و می خواهد با قوی ترین موجود روی زمین ازدواج کند.
او مثل انسان ها کت و شلوار می پوشد، عینک می زند و برای رسیدن به هدفش به سفری کوتاه می رود. به دنبال قوی ترین ها می گردد تا بهشان پیشنهاد ازدواج دهد. اما هر بار به یک دیگری می رسد که قوی تر از قبلی ست. پس به راهش ادامه می دهد و می رود سراغ بعدی. اما تا کی؟ پس بالاخره کی از همه قوی ترست؟ دندان سوزنی موشی نیست که دست از تلاش بردارد. او باید به هدفش برسد.
همان طور که در ابتدای کتاب نیز آمده احمد اکبرپور داستان «ازدواج با خورشید» را از گنجینه ادبیات کهن و فولکلور ایرانی انتخاب و با روایتی نو بازنویسی کرده است. روایتی که با همراهی تصاویر جذاب و پر از رنگ های زنده و شاد حمیده خسرویان و چاپ با کیفیت، در میان نمونه ها ی فراوان بازنویسی که هر ساله چاپ و منتشر می شود از آثار قابل توجه و ممتاز است.
کتاب «ازدواج با خورشید» در کنار داستان جذاب و خوش خوان به طور غیر مستقیم اهمیت و ارزش توجه به ویژگی های درونی و بیرونی را، چه برتری باشند و چه محدودیت، به مخاطب خود یادآوری می کند و تعریف ملموس تری از مفاهیمی همچون بزرگی، قدرت و برتری برای کودک امروزی فراهم می آورد.
کتاب «ازدواج با خورشید» در فهرست لاک پشت پرنده با نشان ۳ لاک پشت قرار گرفته و به دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا ۲۰۱۷ راه یافته است.
ظرفیت ها و کاربردهایی که پدر و مادر می توانند بعد از خواندن کتاب با پرسش هایی از کودک به آن ها برسند؛ از جمله:
در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» روباه پیر و همسرش زیر درخت سیبی روزگار می گذرانند آنقدر پیر شده اند که دیگر نه کلاغ ها نه خرگوش ها و نه موش ها از آن ها حساب نمی برند. حالا همه سیب ها قبل افتادن طعمه کلاغ ها می شود و روباه و همسرش باید شانس بیاورند تا شکاری گیرشان بیاید.
تا اینکه یک روز راسوی لاغر و کوچکی اسیر روباه پیر قصه می شود و در ازای آزادی اش به خواست روباه پیر درخت سیب را جادو می کند تا هر پرنده و چرنده ای رفت بالایش به آن بچسبد مگر اینکه جناب روباه ببخشاید و بگوید: «بیا» و جادوی درخت سیب را باطل کند.
حالا کلاغ ها و گنجشک ها و سوسک ها و گربه ها تا می روند بالای درخت به درخت سیب می چسبند و آن قدر ضجه مویه می کنند تا روباه پیر دلش بسوزد و سحرشان را باطل کند.
القصه که نوبت به جناب «مرگ» می رسد و روزی که آمده بود روباه را با خود ببرد روباه زیرک آخرین تقاضایش را می کند که سیب آخر زندگی اش را بخورد. مرگ می رود سیب را بچیند و آن بالا ماندگار می شود. می چسبد به درخت سیب و دچار جادوی درخت سیب می شود!
سال ها می گذرد حالا هیچ صیادی نمی تواند روباه را شکار کند و قرار است او همیشه زنده بماند. اول همسرش پیرتر می شود و بیمار و می میرد. بعد بچه ها و نوه هایش. در آن حوالی هیچ حیوانی آشنا نیست همه غریبه اند و روباه پیر زیرک قصه ما که عمر جاودان یافته تنهای تنها می شود تا اینکه …
#مفاهیم_اصلی_داستان:
#تکنیک های_کاربردی
یکی از مهم ترین مفاهیم هفت گانه در حوزه پرورش مهارت های شناختی کودکان مفهوم مرگ است. مرگ به عنوان پایان بخش زندگی، مرگ به عنوان مراقب زندگی، مرگ به عنوان منتظر در سایه نشسته همراه زندگی و مرگ به عنوان تقدیر مساوی همه موجودات.
این سوال که: چرا باید مُرد؟ به عنوان قدیمی ترین پرسش حیات بشری است که پرسش های نابی همچون «چرا و چگونه باید زیست؟» را طرح می کند.
در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» این پرسش بنیادی در پس این مفهوم مهم طرح می شود. فضای قصه با وسط کشیده شدن پای جادو چسبندگی به درخت به عنوان نماد ایستایی که بر زمین نمی افتد تلاش می کند تا هراس از مرگ مهاجم و نابودگر را در ذهن و ضمیر کودکان کم رنگ نماید.
تصویرپردازی کتاب، تصاویری خسته ولی زنده را مقابل روی مخاطب می گذارد. حرکت روی مرز خیال و واقعیت یک تکنیک راهبردی دیگر برای مواجهه نرم ذهن کودک با فضای زنده مفاهیم مرتبط با مرگ است.
لزوم طرح مفهوم مرگ در شش سال نخستین زندگی کودکان و همراهی و تسهیل گری آنان برای مواجهه با این مفهوم سبب می شود با وسواس زیادی به کتاب های این ژانر نگاه کنیم و کتاب فوق از پس این بار بر آمده است.
امتیاز من به کتاب «مرگ بالای درخت سیب»؛ ترجمه و تصویرگری و پردازش ایده چهار ستاره از پنج است.
«مرگ بالای درخت سیب» کتابی است برای آشنایی با فلسفه مرگ توسط روایتی نوین از افسانه ای کهن با پرداخت و تصویرسازی هنرمندانه. این کتاب به خصوص می تواند به بچه هایی که پدربزرگ یا مادربزرگ بیمار و پیر دارند، کمک کند تا فرایند جدایی را با آرامش بپذیرند و ضربه نخورند.
خوشبختانه طی سال های اخیر طیف گسترده ای از کتاب های داستانی کودک به چاپ می رسند و این امکان را به وجود می آورند تا ما بچه ها را با مفاهیم متنوع تر و جدی تری آشنا کنیم.
«مرگ» هم یکی از این موضوعات است. یادم می آید در سال های آخر جنگ رمان «برادران شیردل» را می خواندم و آنجا که اسکوربیت _اگر اسمش را درست به یاد داشته باشم _می مرد، بسیار بر من اثر می گذاشت و باعث ناراحتی ام می شد. بدون این که چیزی از فلسفه چرخه تولد و مرگ یادم بدهد. کتاب «مرگ بالای درخت سیب» اینطور نیست. می گذارد تا کودک طعم پیری و ناتوانی روباه را مزمزه کند و خودش مثل روباه به این نتیجه برسد که دیگر وقتش شده، همراه مرگ که شبیه همزادی مهربان تصویر شده برود.
فکر می کنم این تصویر حکیمانه از ورود به مرحله دیگر حیات، نه فقط ترسناک نیست بلکه توضیحی معقول به مخاطب می دهد.
گاهی والدین می پرسند چنین کتاب هایی را باید در چه شرایطی خواند؟ من تصور می کنم پس از درگذشت یک عزیز، زمان مناسبی نیست چون هجوم احساسات این فرصت و امکان را به کودک نمی دهد که مفهوم را درک کند.
هر وقت احساس کردید شرایط آرام و مناسب است، کتاب را بیاورید و حتما با او حرف بزنید. مبادا سوال هایی در ذهنش بماند.
بعضی روزها آسمان
از همیشه بزرگ تر است
درخت ها بلندند
و جهان جای زیبایی برای زندگی کردن است.
کتاب «گرسنه» با تصویری از یک جهانِ آرام و در صلح آغاز می شود. درختانی که سر به فلک کشیده اند، نسیمی که می وزد و چند دوست که با خوشحالی قدم می زنند و این طور که از لبخندشان پیداست از همه چیز راضی و خوشنود هستند.
در صفحات بعدی کتاب «گرسنه»، تصاویری از اتفاق های ساده و روزمره را می بینیم. دوستانی که با هم بازی می کنند و نویسنده بار اصلیِ روایت داستانش را به عهده ی تصاویر می گذارد و اصلا دلش نمی خواهد با استفاده از کلمات اضافه، پرگویی کند.
همه چیز در صلح و آرامش سپری می شود تا این که یکی از شخصیت های داستان گوشه ای امن و آرام را انتخاب می کند برای خوردن خوراکی هایش؛ و برخلاف لحظه هایی که شادی و بازی کردن را با دوستانش شریک شده، اصلا دلش نمی خواهد خوراکی هایش را با آن ها شریک شود. با تصمیم خودخواهانه ی اوست که داستان شکل دیگری می گیرد و هر کدام از شخصیت ها را تحت تاثیر قرار می دهد...
کتاب «گرسنه» داستان سخاوت است و بخشندگی و شجاعتِ شریک کردن دیگران در خوشی های کوچک و بزرگ. «ورونیکا سالیناس» نویسنده اثر، بدون آن که پرگویی کند یا قصد پندگویی برای مخاطب کودک را داشته باشد، به او می آموزد که در زندگی روزمره، خودخواهی چه تصاویری می تواند داشته باشد و چه تاثیری در روابط با دیگران بگذارد.
داستانِ تصویری «گرسنه» ذهن کودک را به چالش می کند و در عین درگیر کردن او با تصویرسازی ها، به بالا رفتن درکش کمک می کند تا در بخشش دارایی های کوچک اش سخاوتمند باشد. بخشندگی و سخاوت یکی از مهارت های لازم و ضروری برای حضور داشتن در اولین و کوچک ترین جوامع مثل مهدکودک یا مدرسه است.
کتاب «گرسنه» به ویژگی خودمحوری کودکان و مهربان بودن می پردازد و با مختصرترین جملات، عواطف و حسِ نوع دوستی را در کودک تقویت می کند و به او می آموزد که در سایه این دوستی ها و بخشش است که سرشار از لذت می شود و جهان را زیباتر از قبل می بیند.
کتاب «این ردپای عجیب» داستانی تصویری و بدون متن است. تنها کلمه های داستان، عنوانش هستند که مقدمه و تعریفی برای ورود به کتاب هم هستند.
تصاویر، داستانی را از ردپای یک کرم می گویند که با دعوای میان گربه و پرنده ای روی درخت، از درون یک سیب به میان کاسه آرد می افتد و از آن جاست که داستان ردپای کرم در خیال دختری که تنها ردپا را می بیند و نه کرم، آغاز می شود.
داستان از روی جلد آغاز می شود. دختر چشم هایش را بسته و میان کتاب ها در خیالات خودش است. ردپا هم از روی جلد شروع می شود و تا پشت جلد ادامه دارد.
کرم با سبیل و مو و قیافه بامزه اش با نورهای رنگی دور صورتش که از سوراخ سیب به مخاطب کتاب نگاه می کند، از همان تصویر اول نشان می دهد که با داستانی عجیب از یک ردپای عجبب سروکار داریم. تصاویر پر از جزئیاتی است که داستان دعوای میان پرنده و گربه را از تصویر اول تا انتها ادامه می دهد؛ نقش های گربه و پرنده بر تابلوهای روی دیوار، گلدان های روی طاقچه و مجسمه ها. در هر صفحه یکی از خیالات دختر که با دیدن ردپا در ذهنش زنده می شود تا پایان کتاب او را در دنبال کردن ردپا و حل این معما همراهی می کند. همه چیز زنده است! تابلوی نقاشی، ردپای پفکی که دلقکی می شود و ردپای آرد که خرگوشی سفید می شود تا درخت های متعجب و خندان درون باغ. سرانجام کتاب، نجات پرنده است از چنگ گربه و بازگرداندنش به سوراخ درختی که در نمایی نزدیک، تصویر تخم های ترک برداشته و بیرون آمدن جوجه ها را از درونش نشان می دهد. خانه ای با کتابخانه ای بزرگ و با اتاق هایی پر از نقاشی، خیالات دختر را رنگین و زنده کرده است!
کتاب «این ردپای کیست؟» برگزیده مسابقه و کارگاه خلق کتاب تصویری در سال ۱۳۹۴ است. این کارگاه در انتشارات علمی و فرهنگی برگزار شد و نویسنده و تصویرگر در کنار هم یک کتاب تصویری را خلق کردند.
کتاب «ردپای پلنگ» جلد یکم از مجموعه ۱۰ جلدی «داستان های حیات وحش» اثر جذاب الیزابت لِرد با برگردان محمدصادق شریعتی به فارسی است.
کتاب «ردپای پلنگ» در قالب ماجرایی و با مضمون حفظ حیات وحش و محیط زیست سروده شده و در این زمینه آموزش های غیرمستقیم می دهد.
نقش آفرینان داستان «رد پای پلنگ» آفرا، ژوزف و تام هستند. تام، نوجوان انگلیسی از محیط زندگی خود در لندن جدا شده و در پی سکونت اجباری در نایروبی، رویارویی آشکار میان زندگی پیشینِ بشدت شهری شده و طبیعت گریز در لندن، با زندگی کاملاً جدا نشده از طبیعت در آفریقا را می بیند و در کنار ژوزف آفریقایی و آفرا دختر دورگه آفریقایی-امریکایی، رفته رفته با گونه ای تربیت فراموش شده بشری (نزدیکی به طبیعت و همراهی با حیات وحش، نه سرکوب و به مهمیز کشیدن آن) آشنا می شود. مادر تام اما در میدان تربیتی ستیز با طبیعت، بزرگ شده و پیوسته با تام در چالش است.
پلنگ جوانی در پی شکار به فضای سکونت آدمیان می آید و شاید در این پندار است که آدمیان با دست اندازی به زیست گاه ها، میدان او را تنگ کرده و روزی او را هم گرفته اند. او به شکار جانوران دست آموز سرگرم می شود و نوجوان ها از بیم قربانی شدن پلنگ جوان، و در اندیشه حفظ حیات وحش، و در همکاری با سازمان حفظ حیات وحش کنیا دست به کار نجات جان او می شوند. الیزابت لِرد، با زبردستی از این داستان مدرسه طبیعت ساخته و از عنصرهای انسانی و جانوری به خوبی برای انتقال مفهوم های زیست محیطی بهره می گیرد.
«صخره بابون» و «خروش فیل» و «آتش افروزی کرگدن» دیگر عنوان های مجموعه «داستان های حیات وحش» است که تاکنون به فارسی ترجمه شده است.
ژوزف گفت: «او را شکار می کنند. حتماً به او شلیک می کنند.»
تام پرسید: «چه کسانی ؟»
آفرا گفت: «اهالی اینجا، بعضی شان تفنگ دارند.»
تام پرسید: «تفنگ؟ چرا؟»
آفرا شانه بالا انداخت: «برای تأمین امنیت. بعضی هایشان حتی جواز هم گرفته اند تا به پرندگان شلیک کنند. باورت می شود؟»
تام گفت: «ولی آن ها اجازه ندارند به پلنگ شلیک کنند، مگر نه؟ آیا از پلنگ ها حفاظت نمی شود؟ »
ژوزف سر تکان داد: «البته می شود. ولی برخی مردم اهمیت نمی دهند و نگران جان گربه ها و سگ هایشان هستند.»
تام در فکر ببری بود و گفت: «بله، خب، درست است. تقصیری ندارند.» گیج شده بود. نمی توانست شکار ببری را تحمل کند ولی درعین حال اندیشه گرفتن جان پلنگی مغرور و زیبا او را ناراحت می کرد.
کتاب «صخره بابون» جلد دوم از مجموعه ۱۰ جلدی «داستان های حیات وحش» اثر جذاب الیزابت لِرد با برگردان محمدصادق شریعتی به فارسی است. داستان در قالب ماجرایی و با مضمون حفظ حیات وحش و محیط زیست سروده شده و در این زمینه آموزش های غیرمستقیم می دهد.
نقش آفرینان کتاب «صخره بابون» سه نوجوان به نام های آفرا، ژوزف و تام هستند. آفرا دختر دورگه آفریقایی-امریکایی برای گذران یک روز تعطیلی و برگزاری سالگرد زادروز خود همراه دو دوستش به گردشگاهی در حومه نایروبی می روند. آفرا در هنگام تولد مادر خود را از دست داده و احساس قدرتمندی نسبت به حفظ حیات وحش به ویژه موجودات بی پناه و حفظ محیط زیست دارد. او هنگام بازی و گردش در زیستگاه بابون ها ناگهان با بچه بابون زخمی و درمانده ای روبرو می شود و به خیال اینکه نگه داری از بابون هم شبیه جوجه ها و توله های دیگر است، دنبال چاره ای برای درمان و نگه داری از اوست. چون با مخالفت دیگران روبرو می شود پس از تاریکی هوا و باوجود جانوران وحشی و بیم شکار شدن، از اقامتگاه به سمت صخره بابون ها می رود تا به بچه بابون بی پناه کمک کند.
تام نوجوان انگلیسی گام به دنیایی متفاوت با زندگی طبیعت گریز شهری پیشین گذاشته و کم کم می آموزد که جدا شدن بشر از زندگی طبیعی خود به سود او نبوده است.
الیزابت لِرد، با آگاهی که از خوی و رفتار و شیوه های زیستی جانوران و هم کودکان دارد با زبردستی از این داستان، مدرسه طبیعت (هرچند در دنیای نظری) ساخته و از عنصرهای انسانی و جانوری به خوبی برای انتقال مفهوم های زیست محیطی بهره می گیرد.
«رد پای پلنگ»، «خروش فیل» و «آتش افروزی کرگدن» دیگر عنوان های مجموعه «داستان های حیات وحش» هستند که تاکنون به فارسی ترجمه شده اند.
ـ باور نمی کنید ولی من همین حالا زرافه دیدم.
ژوزف با بی میلی نگاه کرد: «بله، زرافه است. »
ولی اینجا چه کار می کند؟ به نظر نمی رسد باغ وحشی در اینجا باشد .»
ژوزف شگفت زده گفت: « باغ وحش! »
آفرا هوا را به درون بینی داد و گفت : «اینجا آفریقا و محل زندگی جانوران وحشی است.»
تام گفت: « چه؟ یعنی جانورانی مثل زرافه، کرگدن و شیر و ... در بیابان سرگردان اند؟»
ژوزف خندید: « البته، اینجا خانهآن هاست.»
آفرا گفت: « باغ وحش واقعاً دردناک است.»
تام مخالفت کرد: «نه این طور نیست. من در انگلیس باغ وحش جالبی دیده ام. در پارک های ملی حیات وحش، انگار بعضی از جانوران آزاد هستند. اگر بخواهی آن ها را ببینی باید با لندرور گشت بزنی. پارسال با دوستم اسکات به ویپسناد رفتیم، میمون ها در قفس اما خیلی خوشحال بودند. یکی از آن ها مدتی با دمش بازی کرد و سپس به طرف ما پوست فندق پرتاب کرد.»
تن آفرا لرزید و گفت: « وحشتناک است. آیا دوست داری به میل خودت در یک کشور خارجی در قفس بمانی و تمام مدت زیر نگاه دیگران با دم خود بازی کنی؟ هزاران مایل از خانواده ات دور باشی و هیچ کس نداند از کجا آمده ای و پدر و مادرت کی هستند و یا احساساتت برای دیگران ذره ای اهمیت نداشته باشد؟» و دوباره سکوت کرد.
کتاب «خروش فیل» جلد سوم از مجموعه ۱۰ جلدی «داستان های حیات وحش» اثر جذاب الیزابت لِرد با برگردان محمدصادق شریعتی به فارسی است. داستان در قالب ماجرایی و با مضمون حفظ حیات وحش و محیط زیست سروده شده و در این زمینه آموزش های غیرمستقیم می دهد.
نقش آفرینان داستان «خروش فیل» نوجوان های ساکن نایروبی به نام ژوزف، آفرا و تام هستند. این نوجوان ها قرار است به گشت و گذار در زیستگاه جانوران در کنیا بروند اما ناگهان خبر می رسد که فیل دیوانه ای به مردم یک روستا حمله کرده و نیاز به کمک دارند. سرپرست گروه که از مسئولان حفظ حیات وحش کنیا است مسیر را به سمت روستا عوض می کند. فیل ها محدوده روستا را جزیی از زیستگاه خود می شناسند که به دست آدم ها از وجود جنگل پاکتراشی شده و به کشتزار بدل شده است. آن ها این تغییر کاربری را به رسمیت نمی شناسند و همین، سبب جدال خسارت باری شده اما نوجوان ها که در اثر حمله فیل جانشان به خطر می افتد در اندیشه یافتن راه چاره ای هستند. آن ها هم به حفظ حیات وحش نظر دارند و هم ادامه زندگی روستاییان در آن زیستگاه.
الیزابت لِرد، با آگاهی که از خوی و رفتار و شیوه های زیستی جانوران و هم کودکان دارد با زبردستی از این داستان، مدرسه طبیعت (هرچند در دنیای نظری) ساخته و از عنصرهای انسانی و جانوری به خوبی برای انتقال مفهوم های زیست محیطی بهره می گیرد. از جمله این مفهوم ها همزیستی انسانی و جانوری است. انسان نه در ستیز بلکه در همراهی و حفظ محیط زیست.
کتاب «رد پای پلنگ»، «صخره بابون» و «آتش افروزی کرگدن» دیگر عنوان های مجموعه «داستان های حیات وحش» است که تاکنون به فارسی ترجمه شده اند.
کلی-آن گفت: «شوخی می کنی؟ اینجا برق ندارد.»
کاویرا گفت: «قبلاً برق داشتیم، خراب شده و دیگر تعمیرش نکردند.»
تام دوباره به شوق آمده سرپا ایستاد و گفت: «می توانند دوباره آن را راه بیندازند.»
ژوزف به خاطر تابش نور مقابل، با چشم نیمه بسته به او نگاه کرد و گفت: «ولی ساختن هتل مناسب در اینجا پول زیادی می خواهد. از کجا پول بیاورند؟»
تام چیزی نگفت. سخت به فکر فرورفته بود. سرانجام گفت: «آفرا قبلاً در مورد جایی با من حرف می زد که همراه گروه طرفداران حیات وحش مدرسه رفته بودند. اصلاً شیک نبود. چندین چادر و نوعی ساختمان مرکزی، یعنی یک خانه قدیمی زیبا برای سکونت معلم ها و اتاقی برای غذاخوری و تعدادی دوش حمام و این طور چیزها داشت. بسیاری مردم همیشه آنجا می روند. طرفداران اردو و کوله پشتی به دوش ها و این جور افراد. سکونت در چنین جایی پول زیادی نمی خواهد.»
ژوزف هنوز متقاعد نشده بود. با نومیدی گفت: «حتی برای خرید زمین و ساختن خانه هم پول زیادی لازم است.»
ناگهان کاویرا با یک جهش سرپا ایستاد و گفت: «نه، نیازی به ساختن خانه نداریم در این نزدیکی یک جای بزرگ یعنی خانه یک مزونگو هست که مهروموم است، خالی مانده و نیاز به تعمیر دارد.»
کتاب «آتش افروزی کرگدن» جلد چهارم از مجموعه ۱۰ جلدی «داستان های حیات وحش» اثر جذاب الیزابت لِرد با برگردان محمدصادق شریعتی به فارسی است.
داستان در قالب ماجرایی و با مضمون حفظ حیات وحش و محیط زیست سروده شده و در این زمینه آموزش های غیرمستقیم می دهد.
در داستان «آتش افروزی کرگدن » دو نوجوان آفریقایی به نام های آفرا و ژوزف که برای گذران تعطیلات به یک پارک ملی نزدیک نایروبی رفته اند متوجه آزار یک نوجوان بومی به وسیله مرد خشمگینی می شوند و از اینجا پی به ماجرای کشتن و قاچاق عاج کرگدن آفریقایی می برند. با انگیزه حفظ حیات وحش آفریقا و با ماجراجویی هایی به مقابله با قاچاقچی های خطرناک بر می خیزند.
پیوند دوباره با طبیعت سبب می شود کودکان ما و همه انسان ها دریابند که ستیز با محیط زیست و شکار جانوران به خاطر گوشت و پوست و دیگر قسمت های بدن شان، ای بسا همه امکان های زیستی را نابود کند و همه زیست گاه ها را در معرض نابودی قرار می دهد.
الیزابت لِرد، با آگاهی که از خوی و رفتار و شیوه های زیستی جانوران و هم کودکان دارد با زبردستی از این داستان، مدرسه طبیعت (هرچند در دنیای نظری) ساخته و از عنصرهای انسانی و جانوری به خوبی برای انتقال مفهوم های زیست محیطی بهره می گیرد.
«رد پای پلنگ»، «صخره بابون» و«خروش فیل» دیگر عنوان های مجموعه «داستان های حیات وحش» است که تاکنون به فارسی ترجمه شده اند.
آفرا در برابر خورشید چشمانش را تنگ کرد تا دو شاخ لب شکسته و خراشیده کرگدن را بهتر ببیند، گفت: «اصلاً ارزشمند به نظر نمی رسند.»
تیتوس گفت: «بااین حال در اینجا کیلویی ۳۰۰ دلار فروخته می شود و در چین باید ۲۰۰۰ دلار آمریکا بدهید تا یک کیلو داروی شاخ پودر شدهٔ کرگدن بخرید.»
ژوزف گفت: «چه خاصیتی دارد؟ این که فقط یک تکه شاخ است.»
تیتوس گفت: «خوب، خاصیت های کم ارزشی مثل پایین آوردن تب دارد درحالی که آسپرین خیلی بهتر عمل می کند.»
چشمان آفرا از خشم چپ شد: «نمی فهمم، نمی فهمم چطور کسی می تواند به کرگدنی مانند آتش پاره شلیک کند فقط برای اینکه شاخش را بدزدد. خیلی رذیلانه است!»
تیتوس به او لبخند زد:« آفرا تو هیچ وقت فقیر نبوده ای. اگر بچه دار و بیکار باشی و نتوانی برایشان غذا فراهم کنی و کسی چند دلار بدهد که کرگدن شکار کنی و شاخش را برداری، وسوسه می شوی که قبول کنی. در اینجا ۱۰۰ دلار پول زیادی است. ۱۰۰۰ دلار یعنی خوشبختی.»
آفرا به او خیره شد و نفس عمیقی کشید:« من هرگز جانور شکار نمی کنم. بلکه زندگی ام را به خاطر یک کرگدن می دهم.»
بعد از خواندن رمان های «اَپل و رِین» (نشر هوپا) و «ما یک نفر» (نشر پیدایش) و آشنایی با قلم و جهانِ ذهنی «سارا کروسان» پیش بینیِ دور از ذهن و انتظار زیادی نبود که کتاب «وزن آب» هم یک رمان خوب باشد.
اما واقعیت این است که کتاب «وزن آب» بیش از یک رمانِ خوب بود.یک رمان عاطفیِ درخشان که موضوعات اجتماعی- روان شناسی مختلفی را در برمی گرفت و حالا بیش از پیش مطمئن شده ام که نام «سارا کروسان» به لیست نویسنده های محبوبم افزوده شده و هر اثر دیگری را که از او منتشر شود، بی معطلی می خوانم.
کتاب «وزن آب» داستان یک دختر نوجوانِ لهستانی به نام کاسینکا است که به خاطر شرایط خانوادگی شان دچار بحران های مختلفی شده، «تاتا» (پدرش)، او و مادرش را ترک کرده و سگِ سیاهِ افسردگی عضو تازه ای از خانواده ی کوچک و ترک شده آن هاست. خانواده ای که با رفتن و ترک کردن یکی از ستون های اصلی اش، «پدر»، فروپاشیده و در سایه این فروپاشی، مادرش هم رو به نابودی است.
از همان ابتدای داستان تناقض احساسی «لارا» (مادر کاسینکا) به وضوح دیده می شود، صحنه های مشاجره در ذهن دوازده ساله کاسینکا تداعی می شود و با وجود اختلاف ها و رابطه به پایان رسیده ای که بین «لارا» و «تاتا» جریان داشت و این خیانتی که یک شبه از سوی «تاتا» اتفاق افتاد و گلوی کاسینکا و مادرش را گرفت، «لارا» دارایی ناچیزش را در چمدانی جمع می کند و به امید پیدا کردن «تاتا» در کشوری دیگر، راهی سفری طولانی و پرماجرا می شوند. این «عشق» است که او را مجاب می کند تا تن به مهاجرت بدهد یا انتقام گرفتن از طرد شدن؟ چه می شود که با وجود نفرت و علمِ به پایان رسیدن یک رابطه، آدمی همچنان سعی دارد ویرانه ها را به هم بند کند و تمام آن چه را که فرو ریخته از نو بنا کند؟
در پی این تصمیم لارا است که کاسینکا، دخترک نوجوان داستان، دچار بحران های دیگری می شود. او که پیش از این شاهد مشاجره های پدر و مادرش بود و غم ترک شدن را چشیده بود، حالا باید زهر مهاجرت را هم بچشد.
شاید بهتر است بگویم «وزن آب» ادبیات مهاجرت است و پرداختن به تمام چالش ها و بحران هایی که مهاجران با آن دست و پنجه نرم می کنند و گاهی هیچ وقت از پس تمام مشکلات این تصمیم بزرگ برنمی آیند. با رفتن به کشوری دیگر (انگلستان) است که زندگی چهره دیگری از خودش را به کاسینکای نوجوان نشان می دهد، تنها ماندن، پذیرفته نشدن در گروه های مدرسه، نابلدی زبانِ کشوری که به آن مهاجرت کرده اند، تلاش برای پیدا کردن تاتا در شهری بزرگ و سخت تر و پررنگ تر از همه پذیرفتن و هضم کردن این حجم از غم که بر زندگی شان سایه انداخته...
وقتی مامان گفت
«می رویم انگلیس.»
فکر نمی کردم این طور تنها بشوم.
می دانستم تفاوت هایی دارم،
و خارجی ام.
می دانستم از همه چیز سردرنمی آورم.
اما فکر کردم، شاید فقط کمی متفاوت باشم،
مثل یک سنجاب قرمز بین سنجاب های خاکستری،
مثل دختری انگلیسی در گدانسک.
اما من یک دختر انگلیسی در گدانسک نیستم.
من یک لهستانی ام در کاونتری.
و این ها اصلا یکی نیستند،
اصلا.
یکی از بزرگ ترین ویژگی های قلم «سارا کروسان» این است که از هیچ جزئیاتی چشم پوشی نمی کند و به بهترین و زیباترین شکل تمام دغدغه ها، افکار، احساسات و ... را از زبان و نگاه شخصیت های داستانش روایت می کند؛ و همین جزئیات هستند که آثارش را، با وجود غمی که در آن ها جریان دارد، سرشار از امید و روشنی می کند.
یکی دیگر از ویژگی های آثار کروسان، انتخاب قالب و زبان شعر است برای رمان هایش. او جسورانه این زبان را برای روایت برخی از رمان هایش (مثل یکی دیگر از رمان هایش، ما یک نفر) انتخاب می کند و از شکستن ساختارها هیچ ترسی ندارد. شاید شعر هوشمندانه ترین و درست ترین انتخاب برای آثار او باشد، انتخابی که بار عاطفی داستان هایش را دو چندان می کند و دست نویسنده را باز می گذارد برای بیان جزئی ترین و پنهانی ترین و اولین تجربه ها. شاید این قالب (شعر) گویاترین و بهترین زبان باشد برای بیان احساساتی که یک دختر نوجوان می تواند از اولین تجربه ها در زندگی اش داشته باشد...
در ستایش کتاب «وزن آب»، اولین رمان سارا کروسان نوشته اند:
کتاب «وزن آب» در سال ۲۰۱۳ نامزد نهایی مدال کارنگی و برنده جایزه CBI شده است.
کتابِ «وقتی خال خالی و راه راه زبان شان به هم گره خورد» با یک روز معمولی در برکه آغاز می شود. دو قورباغه، خال خالی و راه راه، از خواب بیدار شده اند و همه چیز آرام به نظر می رسد.
اما... اما انگار خبرهایی هست! آن طرف آدم کوچولوها، که کتاب همسایه های قورباغه ها صدایشان می زد، دارند نقشه ای برای قورباغه ها می کشند. اما قورباغه ها چه دارند که باید کسی برایشان نقشه بکشد؟
از همان تصویر اول که همه چیز آرام است، یکی از آدم کوچولوها را در تصویر با دوربینش روی شاخه ای درخت می بینیم که از قورباغه عکس می گیرد. آن ها حواس شان به برکه است. چرا؟ آدم کوچولوها لباس پروانه ای می پوشند و قورباغه ها فکر می کنند آن ها واقعا پروانه هستند. خال خالی از این طرف برکه زبانشان را بیرون می آورد، راه راه از آن یکی طرف برکه. پروانه ها از بین زبان شان فرار می کنند و زبانِ قورباغه ها به هم گره می خورد. آن ها که نمی دانند گره زبان شان چطور باز می شود، هی زبان شان را می کشند و گره اش سفت تر می شود. آخر می نشینند به خیال بافی. آدم کوچولوها هم در این خیال بافی کمک شان می کنند. کتابِ «وقتی خال خالی و راه راه زبان شان به هم گره خورد» می پرسد با دو زبان گره خورده به هم چکار می شود کرد؟ و قورباغه ها با خیال هایشان پاسخ می دهند. شاید بتوانند از این طرف برکه به آن طرفش پل بزنند، تنهٔ درخت را اندازه بگیرند، گردن زرافه، بین زمین و آسمان پل بزنند و خیالات قورباغه ها با فکرهای آدم کوچولوها، بزرگ و بزرگ تر می شود. آدم ها را به آسمان می برند، سیاره ها پر از آدم می شود و حتی قورباغه ها در خیال شان یکی زمین را می خورد یکی آسمان را. شب که همسایه ها رفته اند، خال خالی و راه راه تازه یادشان می آید گره زبان شان چطور باز می شود. وقتی که دیگر هیچ بوته و درختی در برکه نمانده و آدم کوچولوها همه چیز را بریده و برده اند، همان وقتی قورباغه ها با خیالاتشان خوش بودند. پایان کتابِ «وقتی خال خالی و راه راه زبان شان به هم گره خورد» باقی ساکنان برکه هم در تصویر چمدان بسته و دارند می روند؛ حلزون و مورچه و سنجاقکی که از ابتدا در تصاویر کتاب شاهد همهٔ ماجراها بودند.
کتاب «وقتی خال خالی و راه راه زبان شان به هم گره خورد» برگزیده اولین مسابقه و کارگاه خلق کتاب تصویری در سال ۱۳۹۳ است. این کارگاه در انتشارات علمی و فرهنگی برگزار شد و نویسنده و تصویرگر در کنار هم یک کتاب تصویری را خلق کردند.
پرداختن به داستان هایی با موضوع های اجتماعی همیشه یکی از دغدغه های بعضی از نویسندگان کودک و نوجوان بوده است. یکی از این نویسندگان هوشنگ مرادی کرمانی است که داستان هایش را به زبان طنز می نویسد. داستان ته خیار یکی از این داستان هاست .
کتاب «ته خیار» مجموعه داستان کوتاه با درون مایه اجتماعی است که به نظر می رسد برای مخاطب نوجوان است اما کودکان سال های آخر دبستان و بزرگسالان هم می توانند بخوانند و ضمن لذت بردن با یک اثر «طنز» خوب آشنا شوند.
داستان «خندان خندان» از کتاب «ته خیار» به شکل غیر مستقیم داستان کلاس های روان شناسی غیرعلمی و رسانه هایی است که مخاطبان را فقط به خنده در برابر مشکلات ترغیب می کنند که لحظه های شاد و تفکرانگیزی را ایجاد می کند.
پسر و دختر جوانی را حکایت می کند که با به وجود آمدن هر مشکلی به آن می خندند .
داستان «بچه های پرنده» داستان زن و شوهری است که بچه به دنیا می آورند (تولید می کنند) برای این که به فدراسیون های ورزشی بفروشند تا با تربیت آن ها مدال بیاورند.
داستان «شکوفه های بهاری» از کتاب «ته خیار» نگاه تلخی دارد به مستراح های عمومی و نظافت چی آن ها.
داستان های «چشمی از هوای گریه»، «پیشرفت یتیمان» و «نه، من آدم کش نیستم» از داستان های جذاب دیگر کتاب «ته خیار» است.
هوشنگ مرادی کرمانی یکی از نویسندگان طنزنویس ایران است که تاکنون جوایز متعددی از داخل و خارج از کشور کسب کرده است، در سال ۱۹۹۲ میلادی از طرف شورای کتاب کودک ایران نامزد دریافت جایزه هانس کریستین آندرسن شد و به سبب پرداختن به زندگی کودکان محروم از سوی داوران تشویق شد. تعدادی از کتاب های مرادی کرمانی به چند زبان خارجی نیز ترجمه شده است.
از آثار مهم مرادی کرمانی می توان به کتاب های «قصه های مجید»، «شما که غریبه نیستید»، «خمره» و «بچه های قالی باف خانه»، «چلوخورش» و «تنور» اشاره کرد.
کتاب «حیوانات بیشه» از مجموعه کتاب «جورچین طبیعت»، کتابی علمی-اطلاعاتی است که با فعالیت و سرگرمی کودکان را با جانوران مختلف آشنا می کند.
کتاب با تصویر ۱۹ جانور آغاز می شود و در ادامه به معرفی کوتاهی درباره برخی از آن ها می پردازد. جانورانی مانند: روباه، خارپشت، سنجاب، موش، جغد، خرگوش، خرگوش صحرایی، گوزن، قورباغه، سمور آبی، خفاش، گورکن، کرم و موش.
در ابتدا و انتهای کتاب تصاویری از جانوران بیشه قرار داده شده است تا کودک آن ها را ببرد و به عنوان کارت جانوران استفاده کند. معرفی هر جانور به شکل پرسش و پاسخ و با سرگرمی انجام شده است.
در انتهای کتاب در دو صفحه پاسخ سوالات و سرگرمی ها آورده شده است و در یک صفحه مطلبی با عنوان «چه طور حیوانات بیشه را بشناسیم» آمده است. نویسنده در این مطلب کودکان را به جستجوی میدانی با روش درست برای آشنایی با جانوران و جستجوی اطلاعات بیشتر درباره جانوران در کتابخانه یا اینترنت تشویق کرده است.
تخصص «کاترین برونسن»، نویسنده کتاب، آموزش خلاق زبان به کودکان است. او کتاب های مختلفی با موضوع زبان آموزی و دیگر موضوعات برای کودکان دارد.
«سارا دنیس» تصویرگر و هنرمند سازنده ی کاردستی های کاغذی است. او در کارهایش برش کاغذ سنتی را با کلاژ ترکیب می کند. دنیس تصویرگری کتاب «حیوانات بیشه» را نیز با همان سبک ویژه خود انجام داده است.
از مجموعه کتاب «جورچین طبیعت»، کتاب دیگری با نام فارسی «حشره ها و پروانه ها» ترجمه شده است که متاسفانه دارای اشکالات علمی در ترجمه است که از همان عنوان کتاب آغاز می شود.
کتاب «کرگدن کوچولوی خودخواه» از سری کتاب های شش گانه مجموعه نخستین هیجان های من است.
کتاب های نخستین هیجان های من مجموعه ای از داستان های جذاب و سرگرم کننده است که به کودکان کمک می کند تا احساس های خود را بهتر بشناسند، آن ها را بیان کنند و با دیگران به مشارکت بگذارند. کودکان از این طریق می آموزند که داشتن این احساس ها طبیعی است و همه انسان ها در زندگی با آن ها مواجه خواهند شد. در کتاب «کرگدن کوچولوی خودخواه»، دوستان کرگدن کوچولو در حال شناکردن در برکه آب اند ولی کرگدن کوچولو از آب می ترسد و ترجیح می دهد یک گوشه بایستد و شناکردن دوستانش را تماشا کند. سرانجام کرگدن کوچولو وقتی بر ترسش از آب غلبه می کند احساس غرور می کند.
مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» از مقوای بهداشتی ایندربرد با کیفیت و استحکام بالا تهیه شده است و برای گروه سنی صفر تا ۶ سال مناسب است.
دیگر عنوان های مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» شامل «آهو کوچولوی ترسو»، «گورخر کوچولوی حسود»، «سوسمار کوچولوی خوش حال»، «پلنگ کوچولوی شیطون» و «شیر کوچولوی عصبانی» است.
ماریون بیله، تصویرگر فرانسوی، در سال ۱۹۸۲ میلادی در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد. او دانش آموخته تصویرگری کتاب کودک است و تاکنون تصویرگری کتاب های زیادی را انجام داده است. کتاب های او به زبان های گوناگون منتشر شده است.
کتاب «پلنگ کوچولوی شیطون» از سری کتاب های شش گانه مجموعه «نخستین هیجان های من» است.
کتاب های «نخستین هیجان های من» مجموعه ای از داستان های جذاب و سرگرم کننده است که به کودکان کمک می کند تا احساس های خود را بهتر بشناسند، آن ها را بیان کنند و با دیگران به مشارکت بگذارند. کودکان از این طریق می آموزند که داشتن این احساس ها طبیعی است و همه انسان ها در زندگی با آن ها مواجه خواهند شد.
در کتاب «پلنگ کوچولوی شیطون»، پلنگ کوچولوی شیطون منتظر پدر و مادرش است. و حالا پلنگ کوچولو کارهایی که قرار است با پدر و مادرش انجام دهد را برای دوستانش نمایش می دهد. او به هر طرف می پرد و...
مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» از مقوای بهداشتی ایندربرد با کیفیت و استحکام بالا تهیه شده است و برای گروه سنی صفر تا ۶ سال مناسب است.
دیگر عنوان های مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» شامل «آهو کوچولوی ترسو»، «کرگدن کوچولوی خودخواه»، «سوسمار کوچولوی خوش حال»، «گورخر کوچولوی حسود» و «شیر کوچولوی عصبانی» است.
ماریون بیله، تصویرگر فرانسوی، در سال ۱۹۸۲ میلادی در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد. او دانش آموخته تصویرگری کتاب کودک است و تاکنون تصویرگری کتاب های زیادی را انجام داده است. کتاب های او به زبان های گوناگون منتشر شده است.
کتاب «اژدهای عینکی کله اره ای» داستان تصویری پسرکی است که حوصله اش سررفته. اسباب بازی هایش برایش تکراری شده اند و می خواهد یک اژدها داشته باشد. پس کیسه اش را برمی دارد و توی خانه راه می افتد. از هر گوشه و اتاقی چیزی برمی دارد و دوباره به اتاقش برمی گردد.
اژدهایش را می سازد و دوباره توی خانه راه می افتد. اما این بار تنها نیست. او یک اژدها با خودش دارد. اصلا دیگر پسرکی وجود ندارد. حالا یک اژدها در خانه راه افتاده. پسرک بار اول که تنهایی سراغ خواهر، مادر و پدرش رفته تا برای ساختن اژدهایش چیزکی بردارد هر کدام سرش غر زده اند که چرا مزاحم شان شده؛ نگفتم اینجا نیا! نگفتم توی دست و پام نباش! نگفتم سر و صدا نکن!
اما بار دوم چه؟ این بار خواهری که سرش لای کتاب ها گم شده، مادری که درگیر کارهای خانه است و پدری که در کارگاهش مشغول تعمیر وسایل است، چه واکنشی نشان می دهند؟ اصلا اژدها را می بینند؟ پسرک را چه؟ پسرک فقط خواسته یک اسباب بازی تازه داشته باشد یا هدف دیگری دارد؟ به هدفش می رسد؟ اگر امروز به هدفش رسید روزهای دیگر چه؟
روی جلد کتاب «اژدهای عینکی کله اره ای» نشانی طلایی وجود دارد با عنوان برگزیده مسابقه و کارگاه خلق کتاب تصویری که گویای این مطلب است که در روند تولید کتاب نویسنده و تصویرگر در کنار هم و زیر نظر اساتید، خلق اثر را پیش برده اند. فریم هایی با رنگ های گرم و زنده که در آن از جزییات غیرضروری اجتناب شده، جهان ذهنی و عینی پسرک شخصیت اصلی را به خوبی تصویر کشیده و به نظر می رسد توانسته از عهده کامل کردن متن و قصه جذاب و خواندنی کتاب بر بیاید.
کتاب «اژدهای عینکی کله اره ای» داستانی است از زاویه دید کودک امروزی. کودکی که انواع و اقسام اسباب بازی و سرگرمی ها در اختیارش قرار می گیرد و به بیان دقیق تر با این وسایل محدود و محاصره می شود، تا بزرگترها بتوانند به کارهایشان برسند. کودکی که با وجود هزینه های بالایی که برای آموزش، سرگرمی و نیازهای دیگرش می شود تنهایی را بیش از کودک نسل قبل خود احساس می کند. او توجه خواهر، برادر و از همه مهم تر پدر و مادرش را طلب می کند و در نهایت با پناه به عالم خیال و رویا دست به خلاقیت می زند تا هم خودش را از تنهایی نجات دهد و هم دیگران را به توجه بیشتر به خود و دنیایش فرابخواند.
کتاب «اژدهای عنیکی کله اره ای» در فهرست لاک پشت پرنده با نشان ۵ لاک پشت قرار گرفته و در دومین سالانه هنر طراحی کتاب، نشان شیرازه، به عنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شده است.
پسرک نشست روی اژدها و گفت:
بزن برویم!
اژدها گرسنه اش بود. گفت:
اگر بروی توی شکمم، بیشتر به تو خوش می گذرد.
پسرک با خودش فکر کرد:
چه پیشنهاد بامزه ای!
و رفت توی شکم اژدها!
کتاب «شیر کوچولوی عصبانی» از سری کتاب های شش گانه مجموعه «نخستین هیجان های من» است.
کتاب های «نخستین هیجان های من» مجموعه ای از داستان های جذاب و سرگرم کننده است که به کودکان کمک می کند تا احساس های خود را بهتر بشناسند، آن ها را بیان کنند و با دیگران به مشارکت بگذارند. کودکان از این طریق می آموزند که داشتن این احساس ها طبیعی است و همه انسان ها در زندگی با آن ها مواجه خواهند شد.
در کتاب «شیر کوچولوی عصبانی»، شیر کوچولو دلش می خواهد با دوستانش بازی کند ولی هیچ کدام به خواسته او توجه نمی کنند و همین موضوع باعث عصبانیت شیر کوچولو می شود.
مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» از مقوای بهداشتی ایندربرد با کیفیت و استحکام بالا تهیه شده است و برای گروه سنی صفر تا ۶ سال مناسب است.
دیگر عنوان های مجموعه کتاب های مقوایی «نخستین هیجان های من» شامل «آهو کوچولوی ترسو»، «گورخر کوچولوی حسود»، «سوسمار کوچولوی خوش حال»، «کرگدن کوچولوی خودخواه» و «پلنگ کوچولوی شیطون» است.
ماریون بیله، تصویرگر فرانسوی، در سال ۱۹۸۲ میلادی در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد. او دانش آموخته تصویرگری کتاب کودک است و تاکنون تصویرگری کتاب های زیادی را انجام داده است. کتاب های او به زبان های گوناگون منتشر شده است.
«غول قوطی ماکارونی» از یک قوطی معمولی ماکارونی بیرون می آید. آرماند در کارخانه تولید ماکارونی مسئول کنترل کیفیت است و از یکی از همین قوطی ها یک غول زرد ماکارونی بیرون می آید.
در اولین صفحه در سه قاب تصویر، سه مرحله ی تولید مواد و تهیه این قوطی های ماکارونی را می بینیم. در صفحه ی دوم باز سه قاب تصویر دیگر در یک صفحه و در تصویر پایانی صفحه ی دوم، آرماند به ما معرفی می شود. باز هم همین قاب تصویرها در صفحه های بعدی تا برسیم به خانه ی آرماند که گرسنه است و یکی از قوطی های ماکارونی را باز می کند. این قاب های پی در پی تصویر به ما چه می گویند؟ غولی که از قوطی بیرون آمده می تواند دو آرزو را برآورده کند و پیشنهادهای جالبی به آرماند می دهد از زندگی ابدی، تا سفر به فضا، یک قصر، یک زیردریایی و ماشین مسابقه. اما فکر می کنید آرزوی آرماند چیست؟ آرماند یک چمنزار می خواهد و برای آروزی دوم اش یک غذای مفصل مانند پادشان گذشته. در این میز غذا، هیچ خوراک کنسروی ای نمی بینید. ماجرا این جا تمام نمی شود. همه چیز خوب پیش می رود تا این که غول می خواهد برگردد توی قوطی اما نمی تواند و مجبور می شود بیرون بماند. حالا نوبت آرماند است که یک آروزی او را برآورده کند. فکر می کنید غول چه می خواهد؟ غول یک رودخانه خنک می خواهد که پاهای اش را توی اش بگذارد. همان آبی که در چمنزار آرماند است.
کتاب «غول قوطی ماکارونی» از آرامشی می گوید که زندگی مدرن و صنعتی از ما گرفته است. از چمنزار و غذای شاهانه ای که هیچ خوراک صنعتی ای در آن نیست. آرزوهای دو شخصیت این کتاب همه در واقعیت هم دست یافتنی هستند اما در دنیای مدرنی که این دو اسیرش شده اند برای شان دور از ذهن به نظر می رسد. این گذشته است که آرماند دوباره آروزی اش می کند و یک غول مدرن این بار برآورده اش می کند و گذشته را برمی گرداند. آرماند سفر به آینده و رفتن به فضا و زندگی ابدی نمی خواهد، آرماند آروزی چمنزاری با گل و پروانه و گوسفند و درخت دارد.. آن چه در این کتاب درون این کنسروها رفته است، ماکارونی نیست، زندگی است و قاب های تصویر در صفحه های کتاب این فشار را نشان می دهند دریک زندگی صنعتی.
«غول قوطی ماکارونی» یک کتاب تصویری زیبا و عمیق است.
کتاب «نامه های سانی» داستان میرکت جوانی است که از سبک زندگی و محل زندگی اش ناراضی است و دلش تغییر می خواهد. به همین خاطر به سفری دور و دراز می رود زندگی های مختلف و اقلیم های متنوعی را تجربه می کند و وقتی به خانه و پیش خانواده اش بر می گردد آن را مورد پسندش می یابد و با رضایت خاطر به زندگی اش ادامه می دهد.
سانی یک میرکت (خدنگ دم عصایی) است که با خانواده ی پر جمعیتش در صحرای کالاهاری داغ و سوزان زندگی می کند. شعار خانواده ی پر جمعیتش این است: با هم بمانیم، در امان بمانیم! آن ها همه کارهایشان را با هم انجام می دهند: بازی کردن، غذا خوردن، یاد گرفتن و خوابیدن. سانی به نظرش خانه شان زیر آسمان آبی، زیادی گرم است و خانواده شان زیادی به هم نزدیک هستند. پس تصمیم می گیرد برود و یک خانه معرکه در جایی دیگر پیدا کند. او دور دنیا سفر می کند پیش انواع دیگر خدنگ ها در دنیا می رود و مدتی می ماند. خدنگ هایی که با آن که شباهت هایی با سانی و خانواده اش دارند، اما در نوع لانه یا غذایشان یا آداب زندگیشان با آن ها متفاوت هستند و به همین خاطر سانی بعد از مدتی از آن جا ماند خسته می شود و پیش خانواده ی بعدی خدنگ ها می رود. تا این که در آخر دوباره به صحرای کالاهاری و خانواده خودش بر می گردد و با رضایت کامل می گوید: با هم بمانیم، در امان بمانیم!
کودکان در خلال همراه شدن با داستان سفر سانی با انواع خدنگ ها در سراسر دنیا نیز آشنا می شوند. خدنگ هایی مانند: خدنگ کوتوله، خدنگ راه راه، خدنگ خاکستری هندی، خدنگ لیبریا، خدنگ پهن نواری مالاگاسی و خدنگ مرداب.
کتاب «نامه های سانی» یک کتاب تصویری است. نویسنده و تصویرگر کتاب داستانی دلنشین و طنزآلود که حقایق علمی در میان آن تنیده شده است را با تصاویری زیبا روایت کرده است. کارت پستال هایی که در کتاب گذاشته است و در واقع نامه های سانی به خانواده اش در طول سفرش هستند، خواندن کتاب را برای کودکان لذت بخش تر می کند.
«امیلی گرویت» نویسنده و تصویرگر کتاب های کودکان و اهل انگلستان است. گرویت تاکنون بیش از 20 کتاب برای کودکان منتشر کرده است و 2 بار مدال «کیت گرین وی» برای بهترین کتاب های تصویری را برده است.
«عمده ی توجه این کتاب به بازی های خلاق در محیط بیرون است. برای بیشتر نسل های پیشین نیازی نبود كه در باره ی اهمیت بازی در محیط بیرون بحث و استدلال كنیم. برای آن ها بیرون در واقع «جای» بازی بود. وقتی بچه ها در داخل حوصله شان سرمی رفت یا در حین كارهای بزرگ ترها در دست و پای آن ها می پیچیدند، اغلب به آن ها گفته می شد كه «بروید بیرون بازی كنید» و كودكان برای این کار نیاز به ترغیب چندانی نداشتند.
كارهای زیادی در بیرون برای انجام مانده بود- گشتن در كف جویبار، یافتن و تعقیب پروانه ها و كرم های شب تاب، ساختن حفره در جنگل، پر کردن سطل از سنگ و كاشتن باغی از تركه ها. این گونه بازی ها به دلخواه انتخاب می شد، حواس بچه ها را به خود مشغول می داشت، تخیل و حل مسئله فراهم می كرد و ریسک پذیری را در آن ها برمی انگیخت. این است آن نوع بازی هایی كه در این كتاب ترغیب و از آن به عنوان «بازی خلاق» یاد خواهد شد.
کتاب «طبیعت و کودک خردسال» تلاش دارد به افزایش رابطه ی کودک و طبیعت با هدف رشد همه جانبه ی کودکان کمک کند. این کتاب راهنمایی برای اجرای فعالیت هایی در محیط داخل و بیرون طبیعی است. نویسنده ی کتاب مدعی است، کودک در کنار انجام این فعالیت ها فردی مسئول نسبت به مسایل محیط زیستی و با ارزش ها و رفتارهای متناسب با طبیعت نیز بار خواهد آمد.
کتاب به موضوع های مختلفی هم چون باغبانی با کودکان خردسال، فراهم کردن امکان دسترسی به طبیعت برای کودکان با نیازهای ویژه و تفاوت های فرهنگی در ارتباط با طبیعت پرداخته است. کتاب «طبیعت و کودک خردسال» اهمیت بازی در طبیعت را در رشد همه جانبه کودکان آشکار می سازد.
کتاب شامل هشت فصل است. نویسنده در فصل اول با استفاده از پژوهش ها و نظریات نشان می دهد که چرا کودکان نیازمند آن هستند که زمان هایی را در محیط بیرون صرف کنند و فرصت هایی برای هم کنشی با محیط های طبیعی داشته باشند.
در فصل دوم ایده ها و رهنمودهایی مربوط به طراحی فضاهای بازی بیرون کودکان مورد بحث قرار می گیرد.
فصل سوم به چگونگی آوردن اجزایی از محیط طبیعی بیرون به فضاهای کلاسی و آموزشی می پردازد.
نویسنده فصل چهارم را به نقش بزرگسالان در یادگیری های کودکان در محیط طبیعی بیرونی اختصاص داده است.
در فصل پنجم چگونگی تاثیر بازی های خلاق در محیط طبیعی بر رشد همه جانبه ی کودک در عرصه های مختلف رشد (سازشی، زیباشناختی، اجتماعی، شناختی، هیجانی و جسمانی) مورد بحث قرار می گیرد.
فصل ششم به تاثیر مثبت در آمیختن با طبیعت بر یادگیری ادبیات، علوم، ریاضیات، مطالعات اجتماعی، هنر و موسیقی می پردازد.
نویسنده در فصل هفتم رشد دیدگاه حفاظت و هویت بوم شناختی مثبت در نتیجه ی فعالیت های بازیگونه در طبیعت را بررسی کرده است و در انتها در فصل هشتم برخی موضوعات مورد توجه مربیان، والدین و سایر بزرگسالان در حوزه ی ارتباط کودک و طبیعت مانند چگونگی دسترسی به طبیعت برای همه ی کودکان از جمله کودکان با نیازهای ویژه، نقش فن آوری در حیات کودک و حساسیت های فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است.
نویسنده ی کتاب، دکتر «رات ویلسون» که بیش از سی سال در زمینه ی آموزش و آموزش مربیان سابقه ی فعالیت دارد، هم اکنون مشاور آموزشی و نویسنده است و فعالیت هایش در زمینه ی ارتباط کودکان با طبیعت متمرکز شده است.
کتاب «طبیعت و کودک خردسال؛ راهنمای عمل مدارس طبیعت» برای استفاده ی تمامی آموزگاران و مربیان سال های پیش از دبستان مناسب است و به آنان کمک می کند رابطه ی مثبتی میان کودکان و طبیعت شکل دهند.
مجموعه کتاب «زویی و عینک ایده ساز» داستان کودکی به نام زویی است که همراه مادرش به حل مشکلات جانوران جادویی جنگل می پردازد. او برای یافتن راه حل طبق روش علمی پژوهش های علوم تجربی پیش می رود.
در داستان «عملیات نجات اژدها»، زویی که دخترکی علاقه مند به طبیعت، علوم تجربی و آزمایش است، در میان وسایل مادر زیست شناس خود عکسی عجیب از یک قورباغه ی جادویی پیدا می کند و متوجه می شود مادرش می تواند جانوران جادویی جنگل را ببیند و از کودکی حامی آن ها بوده است. جانوران جادویی هر وقت به مشکلی بر بخورند با فشردن یک زنگ جادویی سراغ مادر زویی می آیند تا او مشکلاتشان را حل کند. مادر زویی عازم سفر است و زویی قبول می کند در مدتی که مادرش نیست گوش به زنگ باشد. زویی که بی تاب دیدن جانوران جادویی است بالاخره به آرزویش می رسد و یک اژدهای کوچک و نحیف به سراغش می آید. زویی از اطلاعات و تجربیات گذشته حدس می زند که اژدهای کوچک نارس است و سوء تغذیه دارد. زویی با در پیش گرفتن روش علمی، ابتدا فرضیه می سازد و بعد طی یک آزمایش انواع غذاها را امتحان می کند تا غذای مناسب اژدها را پیدا کند. البته در مرحله اول بچه اژدها یک عالم مارشمالو می خورد و دل درد می گیرد. زویی تلاش می کند این مشکل را نیز حل کند و غذای مناسب اژدها را بیابد و در آخر نیز موفق می شود. زویی نام بچه اژدها را مارشمالو می گذارد.
«عملیات نجات اژدها» جلد اول مجموعه کتاب «زویی و عینک ایده ساز» است. از این مجموعه تاکنون ۴ جلد توسط ناشر به چاپ رسیده است. «هیولای کپکی»، «اسب های دریایی» و «پرپیشی ها در یخبندان» سه جلد دیگر این مجموعه هستند.
«آژیا سیترو» در گذشته آموزگار علوم و مدیر کمپ های محیط زیستی بوده است و پس از تولد فرزندانش به نویسندگی روی آورده است. سیترو نویسنده ی وبلاگ پر طرفدار «Fun at home with kids» است.
نمایشنامه «خیانت اینشتین» تلاشی است برای واکاوی موضوعات اساسی فلسفه زندگی. در این نمایشنامه، اینشتین که مقیم آمریکا شده است نگران جنگ است و نگران این که آلمان ها موفق به ساخت بمب اتم شوند.
او با خود درگیر است که آیا باید این موضوع را به متفقین خبر دهد یا نه. کشمکش درونی اینشتین و عذاب وجدان ناشی از نقشی که در گسترش جنگ داشته منجر به گفت وگوی او با مرد ولگردی شده است که این گفت وگو دریچه روشنی را به روی او می گشاید. در این دیدارها، اینشتین از وضعیت دشوار خود می گوید که به عنوان فعالِ صلح از نتایج وحشتناک فعالیت های خود آگاه است و از تولید نخستین بمب اتمی به دست هیتلر و نازی ها می ترسد. از سوی دیگر خبردار کردن رقبای سیاسی آلمان که خیانت به کشورش نیز محسوب می شود، می تواند به نتایجی مشابه ختم شود. این جاست که باورهای اینشتین به چالش کشیده می شود تا بیندیشد که به بشر خدمت می کند یا خیانت؟!
در پشت جلد کتاب می خوانیم: در آمریکا کنار دریاچه ای دو مرد با هم روبه رو می شوند: یک ولگرد منزوی که پسرش در جنگ جان باخته است و یک دانشمند صلح طلب برنده جایز نوبل فیزیک به نام آلبرت اینشتین. این دو مرد با یکدیگر پیوند دوستی می بندند و اینشتین راز دلش را با او در میان می گذارد. از نگرانی ها و دل مشغولی هایش می گوید، از مسئولیتی که برگردن دارد، از سهمی که در فاجعه های بشری داشته است. آیا او ناخواسته به بشریت خیانت کرده است؟ در این نمایشنامه اشمیت با زیرکی و طنز نبرد درونی و اخلاقی دانشمند نابغه را تصویر می کند. از دوستی و مهر و انسان دوستی می گوید، از سرنوشت بشری و از انسان هایی که تاریخ را رقم می زنند.
اریک امانوئل اشمیت (زاده ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در لیون فرانسه) نویسنده، نمایش نامه نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته های او به بیشترِ زبان های دنیا منتشر شده و نمایشنامه های او در بسیاری از کشورها به روی صحنه رفته است. اشمیت از نویسندگان پرطرف دار در ایران است و بیش تر کتاب هایش به فارسی ترجمه و با اقبال عمومی روبرو شده اند.
«یک روز قشنگ بارانی»، «ده فرزند نداشته خانم اشمیت» و «گل های معرفت» از دیگر کتاب های این نویسنده است که به فارسی برگردانده شده اند. نمایشنامه های «خرده جنایت های زناشویی»، «مهمانسرای دو دنیا» و «عشق لرزه » نیز در ایران اجرا شده اند.
جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک از جوایز اهدا شده به اشمیت است.
شهلا حائری، مترجم و نویسنده، در حال حاضر استاد رشته انسان شناسی فرهنگی در دانشگاه بوستون آمریکا و نیز مدیر برنامه مطالعات زنان این دانشگاه است. او دانش آموخته ادبیات فرانسه است و کتاب های زیادی را به فارسی ترجمه کرده است. جایزه پروین اعتصامی و فرهنگستان تئاتر ایران از جمله جوایزی است که او تاکنون دریافت کرده است.
کتاب «جانوران جهان» از مجموعه کتاب «سه بعدی ۳۶۰ درجه» کتابی پاپ آپ برای معرفی جانوران جهان به کودکان است.
کتاب «جانوران جهان از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول در سه قسمت جنگل های معتدل، جنگل های بارانی و قطب شمال، نام جانوران این سه اکوسیستم، تصویر آنان و توضیح کوتاهی درباره ی هرکدام آمده است. بخش دوم کتاب تصویر پاپ آپ ۳۶۰ درجه ی جانوران در این سه اکوسیستم است.
از مجموعه کتاب «سه بعدی ۳۶۰ درجه» علاوه بر جلد «جانوران جهان»، ۳ جلد دیگر «چهار فصل»، «کیهان» و «اقیانوس» نیز منتشر شده است.
مجموعه کتاب«سه بعدی ۳۶۰ درجه» توسط ناشری ایتالیایی به چاپ رسیده است و ناشر ایرانی تلاش کرده است با توجه به پاپ آپ بودن این مجموعه، کتاب ها را با کیفیتی قابل قبول چاپ کند. نکته ی قابل توجه دیگر کاغذهای استفاده شده برای چاپ کتاب است که به گفته ی ناشر از کاغذهایی است که چوب آن از جنگل های دست کاشت تهیه شده است.
پسرک کتاب «سنجاب کجا رفته بود؟» مثل همیشه بطری خالی شیرش را از پنجره پرتاب می کند بیرون. تصویر، خانه ای روستایی در شمال ایران را نشان می دهد.
از ایوان و پرده ای که باد در آن پیچده و فضای سرسبز بزرگی در قاب تصویر روبه روی پسرک. او شیشه را از مرز تصویر خودش به مرز دیگری می اندازد. دو قاب تصویر، روبه روی هم، این را به خوبی بازنمایی می کند. بطری شیر، جایی دورتر از روزهای پیش می افتد، دورتر از بطری های دیگر. این بار پسرک دو دست اش را گذاشته زیر چانه اش و از میان پنجره، به سوراخ درخت بلوط روبه روی خانه نگاه می کند و منتظر دوست اش سنجاب است تا به او سلام کند. اما... و ما این اما را دنبال می کنیم در صفحه های بعد. سنجاب توی بطری خالی شیر رفته و به ته مانده ی شیر زبان می زند. بطری تکان می خورد و از جایی به جایی دیگر پرتاب می شود و پسرک منتظر سنجاب است و نمی داند چه اتفاقی برای اش افتاده. وقتی پسر همسایه برای بازی دزدی دریایی سراغ پسرک می آید، او می گوید که حوصله ی بازی ندارد و این بار ما حدس و گمان های او را درباره ی سنجاب در واژه ها می خوانیم و در تصویرها می بینیم که سنجاب درون بطری، هر بار به چه سمتی پرتاب می شود. پسرک فکر می کند سنجاب رفته بازی کند و یا برای خودش دوست جدیدی پیدا کرده و یا از مزه بلوط خسته شده و یا لانه اش کوچک بوده و دنبال جای بزرگ تری است و یا رفته کنار دریا آب تنی و یا از دست او ناراحت است. همراه با همه این واژه ها و جمله ها، ما سنجابی گرفتار درون بطری را می بینیم که گرگ سراغ اش آمده، دست اش از داخل بطری به بلوط نمی رسد، داخل آب افتاده و خطرهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
و تصویری که نجات سنجاب را نشان می دهد در یک خط داستانی دقیق! دوست پسرک که برای آب تنی رفته، بطری را از آب می گیرد و سنجاب را برمی گرداند. کتاب دیگر در واژه های اش سکوت می کند و تصویرها به ما پسرک را نشان می دهد که سنجاب را بغل گرفته و با دوست اش بطری ها را از طبیعت جمع می کند.
یک کتاب تصویری زیبا در هماهنگی میان واژه ها و تصویرهای اش. کتاب «سنحاب کجا رفته است؟» هم داستان است، هم بازی، هم معما، هم آموزش و هم سفر. سفری که هم محیط زیست پیرامون پسرک را از بطری ها نجات می دهد، هم ما را با سنجاب و دردسرهای ریختن زباله در طبیعت همراه می کند و هم سفری است که پسرک را به درک تازه ای می رساند از تمیز نگه داشتن محیط پیرامون اش. زاویه های دید بسیار زیبای تصویرها، این محیط سبز را گاهی از بالا نشان می دهد و گاهی از نزدیک ترین زاویه و از چشم سنجاب یا دهان گرگ!
از خواندن و دیدن این کتاب هم کودکان لذت خواهند برد و هم بزرگسالان.
کتاب «دو موش ناقلا» داستان دو موشی است که به سراغ خانه ی اسباب بازیی می روند که صاحب اش، عروسک ها را برای بازی برداشته و خانه برای گشت وگذار موش ها و کنجکاوی در آن آماده شده است.
اما این سرک کشیدن نتیجه ای برایشان ندارد، چون همه چیز خانه مصنوعی است! هیچ چیزی خوردنی نیست! نه ماهی، نه گوشت نه شکلات. حتی اجاق خانه کار نمی کند تا این که صدای پای بازگشت عروسک ها می آید. اما پيش از رسیدن عروسک ها به خانه، خانم موش مقداری وسیله از خانه برمی دارد. صاحب عروسک ها تصمیم می گیرد یک عروسک پلیس برای خانه ی عروسکی اش بگذارد و پرستارش یک تله موش. اما آقا و خانم موش خوب هستند. آقای موش سکه ای را که از زیر اجاق پیدا کرده است، جای چیزهایی که برداشته اند، در جوراب یکی از عروسک ها می گذارد و خانم موش هم وقتی عروسک ها نیستند، برای تمیز کردن خانه می آید.
بئاتریکس پاتر در کتاب «دو موش ناقلا» سفری شگفت انگیز میان خیال و واقعیت دارد. خانه ی عروسکی همان اندازه که واقعی است، مصنوعی و ساختگی نيز هست. کنش های انسانی موش ها این سفر را جذاب تر می کند. تام انگشتی و هونکامونکا، موش های خانگی پاتر هستند و خانه ی عروسک هم برای برادرزاده ی ناشر پاتر است.
هلن بئاتریکس پاتر (زاده ۲۸ ژوئیه ۱۸۶۶ - درگذشته دسامبر ۱۹۴۳م.)، تصویرگر و نویسنده کودکان و پژوهشگر علوم طبیعی، اهل انگلستان بود. او ۲۳ عنوان کتاب نوشته که پرآوازه ترین آن ها «قصه پیتر خرگوشه» است.
بئاتریکس پاتر، در خانواده ای ثروتمند بزرگ شد و در کودکی بسیار تنها و منزوی زندگی کرد. او علاقه ویژه ای به طبیعت داشت و مکان های طبیعی منبع الهام او بودند. بررسي هاي پاتر درباره ي قارچ ها و جلبک ها در انگلستان به او در جايگاه يك پژوهشگر قارچ شناس، احترام گذاشته شود. پاتر سی سال پایان عمرش را در ناحیه لِیک دستریکت در شمال غربی انگلستان گذراند و به کشاورزی، حمایت از حفظ محیط زیست و همکاری با بنیاد ملی حفظ میراث تاریخی و زیبایی طبیعی پرداخت.
بئاتریکس پاتر در 77 سالگی درگذشت. کتاب های او هم چنان پرفروش اند و داستان هایش در آهنگ، فیلم، باله و انیمیشن بازنویسی می شود. براساس زندگی بئاتریکس پاتر فیلم سينمايي نیز ساخته شده است.
کتاب «دوشیزه ماپت» یکی از 23 عنوان کتابی است که بئاتریکس پاتر نوشته است. کتاب های دیگر این نویسنده که به فارسی ترجمه شده اند، عبارت است از: «قصه ی پیتر خرگوشه»، «قصه ی دو موش ناقلا»، «خیاط گلاستر»، «داستان یک خرگوش بد زورگو»، «ناتکین سنجابه»، «قصه ی پیترخرگوشه»، «قصه ی بنجامین خرگوشه»، «خانم تیگی چشمکی» و «قصه ی آقای جِرِمی ماهیگیر» است.
